أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
365
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
بازپرداخت ، انوار توجّه حدود ماوراء النّهر در مرآت خاطر خورشيد بهر پرتو انداخت تا بسيط آن حدود را از ظلّ وجود حكّام آن بزدايد و ايالت آن ممالك را به قبضهء اقتدار بعضى از امراى نامدار مفوّض فرمايد . بنابرآن ، حكم جهانمطاع نافذ شد كه ، لشكريان به سرانجام اسباب عزيمت مشغولى نموده اهتمام تمام در اتمام و انجام آن مهام مرعى داشته ، دقيقهاى از مساعى جميله موقوف نگذارند و اركان دولت حسب الامكان به تقديم رسانيده در همان اوان به عزم تسخير ماوراء النّهر به راه بلخ الويه گردون [ 467 ] طراز در اهتراز آيد . و چون در وقت توجّه خراسان به عرض رسيده بود كه آقا رستم كه در مملكت سارى و بعضى از بلاد مازندران استيلا يافته تذرو دولتش در آن جنگل به بال دولت محمّد خان شيبانى در پرواز است « 1 » و چنگل باز همّتش به سورت اقبال خان مذكور صيدپرداز ، دست خان شيبانى را مصحوب درويش محمّد آقا ايشيك آقاسى حضرت سيفا مظفّر « 2 » را نزد او فرستاده بودند كه آن دستآويز را به يكبار در كنار آز و آرزوى آقا رستم نهاده ، او را از فتوحات پايدار كه اين دولت گردونمدار را دست داده خبردار سازد . و محمّد خان بر مركب سرعت طىّ آن طريق كرده به اندك زمانى دستبردى را كه زمان نسبت به محمّد خان پيش برده بود به آقا رستم اظهار كرد و او را از هراس و الم مفرط بىقياس اساس استقامت بدن اندراس پذيرفته جسمش محروق تب محرق گشته ، اندك روزى را به موافقت خان شيبانى عزيمت اردوى عدم كرد . و نيّر اين خبر بر پيشگاه خاطر انور تافته عالىجناب وزارتپناهى خواجه سيف الدّين مظفّر را جهت سرانجام مهام آن سرزمين رخصت انصراف به موطن قديمى خود ارزانى داشت و به عزم جهانگيرى لواى توجّه به جانب بلخ برافراشت .
--> ( 1 ) . احسن التواريخ ، ص 162 : « حاكم مازندران آقا رستم روزافزون روزى پيش از فتح خراسان بر زبانش جارى شده بود كه دست من است و دامن شيبك خان . چون خاقان اسكندرشأن شيبك خان را به قتل آورد ، حكم كرد كه درويش محمد يساول يك دست شيبك خان را به سارى برده در دامن آقا رستم اندازد . بنا بر آن ، اعراض كرده رحلت نمود » . و ر ك : تاريخ حبيب السير ، ج 4 ، ص 520 . ( 2 ) . مقصود ، خواجه سيف الدين مظفّر بيك بتكچى است .